بررسي علم و انديشهٴ علمي در همه جا در طي اين قرن است؛ مقطعي از تاريخ فكري در لايهٴ چهاردهم. يك چنين بررسي طبعاً به خاطر گستردگياش ناقص و سطحي است. با اين حال، هر موضوعي، بيآن كه بقيه را تحت شعاع قرار دهد، در حد ممكن به دقت بررسي شده است. گاه، مطالعهٴ مقولهاي، بيآن كه كاملاً بررسي شده باشد، رها شده است، چون معلوم شده كه بررسي كامل آن مستلزم سالها وقت است. اين يادآور شكنجهٴ تانتالوس1 است، كه موٴلف، به خاطر بيپروايياش در تلاش براي بيان و ارزيابي دستاوردهاي معنوي يك سدهٴ تمام، در معرض آن قرار گرفت. برخي موضوعها كاملاً به دقت بيان شدهاند، ولي بقيه، با توجه به وضع كنوني تحقيقات، در مرحلههاي مختلفي از كمال قرار دارند؛ در هر مورد، وسيلههاي معتبري در اختيار خواننده قرار داده شده تا خود به پژوهش ادامه دهد. خوشا به حال او! اگر تلاشهاي شايسته او را به نتيجههاي تازهاي رهنمون شود، حتي نتيجههايي كه كار موٴلف را بياعتبار يا نفي كند، او نخستين كسي است كه از آن خوشحال خواهد شد و به انتشار آنها خواهد كوشيد.
بيشك، هدف اين اثر صرفاً توصيف معلومات به دست آمده يا قابل دسترس امروز نيست، بلكه بيش از آن، تخطئهٴ پژوهشهاي بيهوده و تسريع پژوهشهاي سودمند است. بيآنكه معلومات موجود به درستي نقشهبرداري و اندازهگيري شده باشد، بيشك افزودنيهاي لازم به معلومات، يعني نيازهاي امروز يا فردا را، به روشني نميتوان تعيين يا حتي احساس كرد.
هر چند، محققي كه ميكوشد سراسر سدهٴ چهاردهم را بررسي كند، نميتواند در مورد همهٴ موضوعها، معلوماتي به همان عمق يك موضوع معين به دست آورد، كه محقق ديگري همهٴ وقتش را صرف بررسي آن موضوع واحد كرده است، ولي از لحاظ درك رابطهٴ آن موضوع با هر موضوع ديگر، وضع بهتري دارد و ميتواند راههاي بهتري براي دستيابي به آن ارائه كند.
تلقي موٴلف شبيه طبيعيدانان است. بيشك تاريخ بشري بينهايت بغرنجتر از تاريخ طبيعي است، ولي دليلي ندارد كه آن را روشمندانهتر و بيطرفانهتر از اين بيان نكنيم. سدهٴ چهاردهم، آن قدر از زمانهٴ ما، دور است كه شخص بتواند آن را بدون تعصب و شور، يا دست كم با قدري آرامش تجزيه و تحليل و ارزيابي كند. از اين لحاظ است كه بر گاهشناسي دقيق تأكيد زيادي ميشود. بيشك، اين كاري است كه زمينشناس يا باستانشناس ميكند. هر عملي ممكن است بر آيندگان تأثير كند، ولي ممكن نيست بر پيشينيان اثر داشته باشد؛ اين كاملاً يقيني است و در درياي ترديدها بايد هميشه از اين يقين بهرهگيري كنيم.
سيسرون (اول - 1 ق م) استاد نامدار انسانگرايي مدتها پيش، وظيفهٴ مورخ را بهطور موجز بيان كرده است: